سوسنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سوسنی . [ سو س َ ] (ص نسبی ) اسب کبود. ◄ هر شی ٔ که کبود و نیلی باشد. (غیاث ) (آنندراج ). رنگ کبودی که به سبزی زند. (یادداشت بخط مؤلف ). برنگ گل سوسن . آسمانجونی . (یادداشت بخط مؤلف ).
سوسنی . [ سو س َ ] (اِخ ) ازایلات ساکن اطراف مهاباد. (جغرافیای سیاسی ص ١٠٩).