سوسبار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سوسبار. (هزوارش، اِ) مصحف هزوارش «سوسیا»، پهلوی «اسپ » . مؤلف در آخر همین ماده بحذف رای قرشت اشاره کرده با «سوبار» (اسوبار) به معنی سوار خلط شده . (ازحاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). بلغت زند و پازند اسب را گویند و به عربی فرس خوانند. (برهان ) (آنندراج ).