سورت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(سَ یا سُ رَ) [ ع. سورة ] (اِمص.)<BR>۱- تندی، تیزی.<BR>۲- شدت.<BR>۳- هیبت.<br>
فرهنگ فارسی معین
(سَ یا سُ رَ) [ ع. سوره ] (اِمص.) ۱- تندی، تیزی. ۲- شدت. ۳- هیبت.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سورت . [ رَ ] (ع اِ) شرف . منزلت . ◄ پاره ای از قرآن مجید. (غیاث ) (آنندراج ). رجوع به سورة شود.
سورت . [ س َ / سُو رَ ] (از ع اِمص ) تیزی . حدت . تندی هر چیز. (غیاث ). تیزی از هر چیزی . (آنندراج ). سورة : در خانه ٔ پیرزنی از عجائز بخارا متواری شد تا فورت حادثه و سورت واقعه ٔ او سکون یافت . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). رجوع به سورة شود. ◄ برجستن شراب بسوی دماغ . (آنندراج ) : ساغری چند شراب خورده بود و سورت مستی استیلا یافته . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). ◄ شدت سردی وشدت تب . (آنندراج ). ◄ ظلم و خشم . (غیاث ). خشم سلطان و بیدادی او. (آنندراج ) : او چون سورت آن شیران و صولت آن دلیران مشاهده کرد انگشت ندامت گزیدن گرفت . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). که از حدت و سورت پادشاهان برحذر باید بودن . (گلستان سعدی ).
مترادف و متضاد واژهدان
تندی، تیزی، حدت، شدت اثر، اثرگذاری، تاثیر جذبه، سطوت، هیبت سوره