سوخت شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سوخت شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) از میان شدن طلبی بعلت افلاس یا فرار مدیون و امثال آن . از میان بشدن وامی برای ورشکستگی مدیون و جز آن . (یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به سوخت شود.
مترادف و متضاد واژهدان
ناوصولشدن، ناپرداخته ماندن از بین رفتن، تباهشدن