سواق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سواق . [ س ُوْ وا ] (ع ص ) درازساق . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ (اِ) شکوفه ٔ خرما وقتی که بمقدار یک شبر برآمده باشد. ◄ هر گیاه که بر ساق روید. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
سواق . [ س َوْ وا] (ع ص ) پست فروش . (دهار). این انتساب سویق است که پست فروش را میرساند. (الانساب سمعانی ) (لباب الانساب ).