سواران آب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سواران آب . [ س َ ن ِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از گنبدهای آب که به تازی حباب گویند و افراس آب و افراسیاب مرادف است . (آنندراج ). حبابهای آب . (غیاث اللغات ). کنایه از حباب است و آن قبه ای باشد شیشه مانند که در وقت باریدن باران بروی آب بهم میرسد : خاک بر آن دایره کز هیچ باب گرد نخیزد ز سواران آب . امیرخسرو. ◄ موج آب . (برهان ).