سواء
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(سَ) [ ع. ]<BR>۱- (اِ.) وسط، میانه.<BR>۲- یکسان، برابر.<BR>۳- (ق.) جز، مگر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(سَ) [ ع. ] ۱- (اِ.) وسط، میانه. ۲- یکسان، برابر. ۳- (ق.) جز، مگر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سواء. [ س َ ] (ع ص، اِ) یکسان . (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ). برابر. (مهذب الاسماء). راستاراست . برابر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) : سواء لمن خالف هذا الامر صلی ام زنی ؛ راست راست است که هرکه خلاف امامت ما بکند... (النقض ص ٢٦١). ◄ مثل . مانند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ♦ لیلةالسواء ؛ شب سیزدهم یا چهاردهم از ماه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ نیمه ٔ روز. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ خوی زشت . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ زن قبیح و زشت . زن زشت و قبیح و بدشکل و زناکار و بدعمل . (آنندراج ).