سوء استفاده کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بد بهکار بردن بدرفتاری کردن، استثمار کردن، خون کسی را خوردن (مکیدن)، بهبازیچه گرفتن، اسباب دست کردن هم ازآخور و هم ازتوبره خوردن، از آب گلآلود ماهی گرفتن
واژگان فارسی سره واژهدان
کژسود بردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بد بهکار بردن بدرفتاری کردن، استثمار کردن، خون کسی را خوردن (مکیدن)، بهبازیچه گرفتن، اسباب دست کردن هم ازآخور و هم ازتوبره خوردن، از آب گلآلود ماهی گرفتن
واژگان فارسی سره واژهدان
کژسود بردن