فرهنگ لغت

سهاره

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سهاره . [ ] (اِخ ) قلعه ٔ سهاره کوهی است عظیم بچهار فرسنگی فیروزآباد و عمارت این قلعه مسعودیان کردند و جایی سخت نیکوست و هوای آن سردسیر و آبهای خوش، و در میان آبادانیها است و خراب نمیتوان کرد که شبانکاره بدست گیرند و بزرگ جایی است و غله سالها بماند. (فارسنامه ٔ ابن البلخی چ سیدجلال الدین تهرانی ص ١٢٩). رجوع به جغرافیای غرب ایران ص ١٣٠ شود.

معنی سهاره | فرهنگ لغت