سه سرهنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سه سرهنگ . [ س ِ س َ هََ ] (اِمرکب ) کنایه از آفتاب، مریخ و زحل است : دور باش قلمش چون بسه سرهنگ رسید از دوم اخترش افشان بخراسان یابم . خاقانی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سه سرهنگ . [ س ِ س َ هََ ] (اِمرکب ) کنایه از آفتاب، مریخ و زحل است : دور باش قلمش چون بسه سرهنگ رسید از دوم اخترش افشان بخراسان یابم . خاقانی .