سنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سنی . [ س ِ ] (اِ) مخفف سینی است و آن خوانی باشد که از طلا و نقره و مس و برنج سازند. (برهان ) (آنندراج ). ◄ ریم آهن . (برهان ) (آنندراج ) (الفاظ الادویه ).
سنی . [ س َ ن َ ] (اِ) آهن و فولاد. (برهان ) (آنندراج ).
سنی . [ س ُن ْ نی ] (ص نسبی )منسوب به سنت که ضدّ بدعت باشد. (الانساب سمعانی ).