سنگرو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سنگرو. [س َ ] (ص مرکب ) شوخ . بی حیا. (آنندراج ). بیحیا. (غیاث ). گستاخ . بی ادب . بی حیا. (ناظم الاطباء) : کلیسیای جهان را من آن کهن گبرم که خوشدلم به تماشای سنگروئی چند. شانی تکلو (ازآنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سنگرو. [س َ ] (ص مرکب ) شوخ . بی حیا. (آنندراج ). بیحیا. (غیاث ). گستاخ . بی ادب . بی حیا. (ناظم الاطباء) : کلیسیای جهان را من آن کهن گبرم که خوشدلم به تماشای سنگروئی چند. شانی تکلو (ازآنندراج ).