سنور
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(س نَُ) [ ع. ] (اِ.) گربه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(س نَُ) [ ع. ] (اِ.) گربه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سنور. [ س ِن ْ ن َ ] (ع اِ) گربه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (دهار) (مهذب الاسماء). رجوع به گربه شود. ◄ مهتر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء). ◄ مهره های استخوان گردن . ◄ بیخ دم . ج، سنانیر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
سنور.[ س َ ن َوْ وَ ] (ع اِ) خفتان از دوال بافته و تمامه سلاح هر چه باشد. (آنندراج ) (منتهی الارب ). چیزی باشداز پوست که درپوشند در جنگ . (یادداشت بخط مؤلف ).
مترادف و متضاد واژهدان
پیشی، گربک، گربه مهتر
ناحیه، اقلیم، سرزمین حد، قلمرو، مرز