سندوقس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سندوقس . [ س َ ق ِ ] (معرب، اِ) بلغت یونانی سرنج را گویند. و آن رنگی باشد که نقاشان و مصوران بکار برند و سوختگی آتش را نافع است . (برهان ) (آنندراج ). اسرنج . سرنج سلیقون . زرگون . زرقون . زرجون . رصاص محرق . (از یادداشت مؤلف ). رجوع به الفاظ الادویه، تحفه ٔ حکیم مؤمن و اختیارات بدیعی شود.
سندوقس . [ س َ ق ِ ] (معرب، اِ) به یونانی جوشیر است . (فهرست مخزن الادویه ).