سنبوسه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(سَ سَ یا س) (اِ.)<BR>۱- هر چیز سه گوش.<BR>۲- لچک زنانه.<BR>۳- نوعی خوراک که خمیر آرد گندم را نازک و سه گوش میبرند و در آن قیمة گوشت و لپه میپیچند و طبخ میکنند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(سَ سَ یا س) (اِ.) ۱- هر چیز سه گوش. ۲- لچک زنانه. ۳- نوعی خوراک که خمیر آرد گندم را نازک و سه گوش میبرند و در آن قیمه گوشت و لپه میپیچند و طبخ میکنند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سنبوسه . [ سَم ْ س َ / س ِ ] (اِ) شکل مثلث در لباس و سجاف جامه عموماً و در لچک زنان خصوصاً. (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء). ◄ نانی است کوچک و شیرین آنرا قطاب خوانند. (آنندراج ). قطاب . (ناظم الاطباء): واگر بی خوابی رنجه دارد از برگ کوک، کدو و اسفاناخ سنبوسه سازند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). در بزماورد و سنبوسه زهر پنهان و تعبیه کردند. (تاریخ بیهق ص ١٣٢).