فرهنگ لغت

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۷۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چندان چشمم که در غم هجر گریست هرگز گفتی گریستنت از پی چیست من خود ز ستم هیچ نمی‌دانم گفت کو با تو و خوی تو چو من خواهد زیست

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۷۹ | فرهنگ لغت