فرهنگ لغت

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۷۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آنکس که به یاد او مرا کار نکوست با دشمن من همی زید در یک پوست گر دشمن بنده را همی دارد دوست بدبختی بنده‌ست نه بدعهدی اوست

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۷۵ | فرهنگ لغت