فرهنگ لغت

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چون من به خودی نیامدم روز نخست گر غم خورم از بهر شدن ناید چست هر چند رهی اسیر در قبضه توست زین آمد و شد رضای تو باید جست

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۶ | فرهنگ لغت