فرهنگ لغت

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۱۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

تا مخرقه و رانده هر در نشوی نزد همه کس چو کفر و کافر نشوی حقا که بدین حدیث همسر نشوی تا هر چه کمست ازو تو کمتر نشوی

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۱۳ | فرهنگ لغت