فرهنگ لغت

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۸۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

در هر خم زلف مشکبیزی داری در هر سر غمزه رستخیزی داری رو گر چه ز عاشقان گریزی داری روزی داری از آنکه ریزی داری

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۸۷ | فرهنگ لغت