فرهنگ لغت

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۵۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

باز آن پسر چه زنخ خوش زن کو آن کودک زن فریب مردافکن کو گیرم دل مرده ریگم او برد و برفت آن صبر که بازماند آن از من کو

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۵۱ | فرهنگ لغت