فرهنگ لغت

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۴۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای عقل اگر چند شریفی دون شو وی دل زدگی به گرد و خون در خون شو در پرده آن نگار دیگرگون شو با دیده درآی و بی‌زبان بیرون شو

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۴۹ | فرهنگ لغت