فرهنگ لغت

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۴۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای زلف و رخ تو مایه پیشه تو وی مطلع مه کناره ریشه تو وی کشته هزار شیر در بیشه تو تو بی‌خبر و جهان در اندیشه تو

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۴۵ | فرهنگ لغت