فرهنگ لغت

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۳۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

دلها همه آب گشت و جانها همه خون تا چیست حقیقت از پس پرده و چون ای بر علمت خرد رد و گردون دون از تو دو جهان پر و تو از هر دو برون

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۳۱ | فرهنگ لغت