فرهنگ لغت

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۲۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چون آمد شد بریدم از کوی تو من دانم نرهم ز گفت بد گوی تو من بر خیره چر آنگ ه کنم سوی تو من بر عشق تو عاشقم نه بر روی تو من

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۲۹ | فرهنگ لغت