فرهنگ لغت

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۰۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

یک شب غم هجران توای جان جهان با هشت زبان بگفتم‌ای کاهش جان موسوم همه جان شد آن راز جهان با هشت زبان راز نماند پنهان

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۰۵ | فرهنگ لغت