فرهنگ لغت

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۹۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ما شربت هجر تو چشیدیم و شدیم هجران تو بر وصل گزیدیم و شدیم در جستن وصل تو ز نایافتنت دل رفت و طمع ز جان بریدیم و شدیم

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۹۳ | فرهنگ لغت