فرهنگ لغت

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۸۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

مجرم رخ تو که ما بدو آساییم ما با رخ و با خرام تو برناییم ما جرم ترا چو روی تو آراییم خود جرم تو کرده‌ای که مجرم ماییم

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۸۶ | فرهنگ لغت