فرهنگ لغت

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۸۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

دارد پشتم ز وعده خام تو خم بارد چشمم ز بردن نام تو نم تا کرد قضا حدیثم از کام تو کم هرگز نروم به گام در دام تو دم

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۸۰ | فرهنگ لغت