فرهنگ لغت

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۷۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

روز آمد و برکشید خورشید علم شب کرد ازو هزیمت و برد حشم گویی ز میان آن دو زلفین به خم پیدا کردند روی آن شهره صنم

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۷۰ | فرهنگ لغت