فرهنگ لغت

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

بی‌خوابی شب جان مرا گر چه بکاست جر بیداری ز روی انصاف خطاست باشد که خیال او شبی رنجه شود عذر قدمش به سالها نتوان خواست

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۶ | فرهنگ لغت