فرهنگ لغت

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۵۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ناید به کف آن زلف سمن مال به مال نی رقص کند بر آن رخان خال به خال ای چون گل نو که بینمت سال به سال گردنده چو روزگاری از حال به حال

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۵۲ | فرهنگ لغت