فرهنگ لغت

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۴۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

جز من به جهان نبود کس در خور عشق زان بر سر من نهاد چرخ افسر عشق یک بار به طبع خوش شدم چاکر عشق دارم سر آنکه سر کنم در سر عشق

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۴۱ | فرهنگ لغت