فرهنگ لغت

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۳۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

معشوقه دلم به آتش انباشت چو شمع بر رویم زرد گل بسی کاشت چو شمع تا روز به یک سوختنم داشت چو شمع پس خیره مرا ز دور بگذاشت چو شمع

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۳۳ | فرهنگ لغت