فرهنگ لغت

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۳۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آراست بهار کوی و دروازه خویش افگند به باغ و راغ آوازه خویش بنمای بهار را رخ تازه خویش تا بشناسد بهار اندازه خویش

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۳۱ | فرهنگ لغت