فرهنگ لغت

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

تا بشنیدم که گرمی از آتش تب گرمی سوی دل بردم و سردی سوی لب مرگست ندیمم از فراقت همه شب تب با تو و مرگ با من این هست عجب

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۳ | فرهنگ لغت