فرهنگ لغت

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۰۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

خوشخو شده بود آن صنم قاعده‌ساز باز از شوخی بلعجبی کرد آغاز چون گوز درآگند دگر باز از ناز از ماست همی بوی پنیر آید باز

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۰۱ | فرهنگ لغت