فرهنگ لغت

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

در دست منت همیشه دامن بادا و آنجا که ترا پای سر من بادا برگم نبود که کس ترا دارد دوست ای دوست همه جهانت دشمن بادا

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲ | فرهنگ لغت