فرهنگ لغت

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۸۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای خورشیدی که نورت از روی امید گفتم که به صدر ما نماند جاوید ناگه به چه از باد اجل سرد شدی گر سرد نگردد این نگارین خورشید

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۸۶ | فرهنگ لغت