سنایی | حدیقه الحقیقه و شریعه الطریقه | الباب العاشر فی سبب تصنیف الکتاب و بیان کتابه هذا الکتاب رعایه لذوی الالباب | اندر تفضیل سخن خویش گوید
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
از همه شاعران به اصل و به فرع من حکیمم به قول صاحب شرع شعر من شرح شرع و دین باشد شاعر راست گوی این باشد قسم من دان ز جمله شعرا از پیمبر من از خدای آلا قدر من کم کند عدو گه گاه چون دبیران ز نقش بسماللٰه کی شود ز آفت دبیر و قلم قدر بسماللٰه از دو مدبر کم کس بنگرفت ماهی از تابه دیو باشد مقیم گرمابه حایض او من شده به گرمابه ماهی او من طپیده در تابه مرغ خانه که اندر آب افتاد دان که در ورطه عذاب افتاد بنده دین و چاکر ورعم شاعری راست گوی و بیطمعم همچو آبم به هرکجا باشم تا نیابی گرانبها باشم من شناسم که چیست نور شراب که بسی خوردهام غرور سراب آب نایافته گران باشد چون بیابند رایگان باشد آب چون کم بود به جان جویند چون بیابند کون بدان شویند آنگهی کاب را عزیز کنند در زمان جای او گمیز کنند