سنایی | حدیقه الحقیقه و شریعه الطریقه | الباب العاشر فی سبب تصنیف الکتاب و بیان کتابه هذا الکتاب رعایه لذوی الالباب | التمثیل
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
از پی نای و چنگ بوالخداش خانهای تنگ ساخت بوالنباش تا همی گربه نای دارد و چنگ موش را چیست به ز خانه تنگ تا بود گربه مهتر بازار نبود موش جلد دوکاندار تا بود گربه در کمان کمین موش را گلشن است زیر زمین تیز کرده استای خردمندان گربه مرگ چنگل و دندان تا کرا همچو موش دریابد سوی جانش چو گربه بشتابد اندرین کارگه به روز و به شب چنگلش تابدار و جان در تب چون ز تاب و تبت کشید به دم از وجودت ربود سوی عدم مینوازد همی ترا الحق آن طبیب طمع خر احمق مینداند ز روی کم عقلی پشت معنی نمود بینقلی چنگ و دندان چو مرگ دریازد موش را گربه هیچ ننوازد پیشوای کسی که بنده بود پند او از نبی بسنده بود با تن دردناک و با دل ریش نرسد کس به کامه دل خویش