سنایی | حدیقه الحقیقه و شریعه الطریقه | الباب التاسع فیالحکمه والامثال و مثالب شعراءالمدعین ومذمهالاطباء والمنجمین | در صفت بروج دوازدهگانه
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
حمل و ثور و پیکر جوزا سرطان و اسد دلیل بقا خوشه خاک و کفه میزان عقرب مائی و زنار کمان جدی خاکی و دلو و حوت بهم از هوا و ز آب داده رقم بره و شیر ناریست و کمان گاو و خوشه و بز ز خاک گران باز دو پیکر و ترازو و دول از هوا یافت بهره بیش ممول هست خرچنگ و گزدم و ماهی که بر آبستشان شهنشاهی حمل و عقربست از این تاریخ که شدستند خانه مریخ ثور و میزان ز زهره دارد بهر زهره چون شاه و ثور و میزان شهر پس از این هست خوشه و جوزا کز عطارد گرفتهاند بها سرطان خانه قمر گویند شمس را جز اسد کجا جویند قوس و حوتست خانه هرمزد جدی و دلو از زحل بجوید مزد