سناد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(س) [ ع. ]<BR>۱- (مص ل.) اختلاف داشتن.<BR>۲- (اِمص.) اختلاف.<BR>۳- در شعر عربی اختلاف حذو و اختلاف تأسیس است و در شعر پارسی اختلاف ردف است.<br>
فرهنگ فارسی معین
(س) [ ع. ] ۱- (مص ل.) اختلاف داشتن. ۲- (اِمص.) اختلاف. ۳- در شعر عربی اختلاف حذو و اختلاف تأسیس است و در شعر پارسی اختلاف ردف است.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سناد. [ س ِ ](ع ص ) شتر ماده ٔ قوی هیکل . ◄ (اِ) جانوری است . یا همان کرگدن است . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
سناد. [ س َ ] (ص ) بسیار. (آنندراج ) (اوبهی ). بسیار. فراوان . وافر. (برهان ). رجوع به وسناد شود.
سناد. [ س ِ ] (ع اِ) در شعر عرب اختلاف حذو است و اختلاف تأسیس و در شعر پارسی اختلاف رِدْف است، چنانکه گفته اند: کنی ناخوش به ما بر زندگانی اگر از ما دمی دوری گزینی . (المعجم چ مدرس رضوی ص ٢٨٤). یکی از عیوب ملقبه ٔ قافیه و آن عبارت از اختلاف ردف اصلی باشد چون داد و دید و دود. (برهان ). ◄ مخالفت . (غیاث ) (برهان ) (آنندراج ).