سن سیمون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سن سیمون . [ س َ م ُ ] (اِخ ) کلود هانری (کنت ) فیلسوف و نویسنده ٔ فرانسوی از خانواده ٔ شخص سابق الذکر وی بسال ١٧٦٠ در پاریس متولد و در سال ١٨٢٥ م . فوت کرده است . پیشوای مکتب سیاسی و اجتماعی سن سیمونیان میباشد. وی مدت ده سال بمسافرت و تتبع پرداخت و از سال ١٨٠٧ یک سلسله کتاب درباره ٔ عقاید علمی و اقتصادی نوشت، مانند: تعلیم صنعتگران، مسیحیت جدید، بحث در تغییر جامعه ٔ اروپایی و غیره . عقیده ٔ سن سیمون این بود که اگر جامعه ٔ بشری در استفاده از منابع ثروت زمین راه خیر و درستی پیش گیرد خوشبخت خواهد شد، مشروط بر اینکه اخلاق جامعه را نیز به راه صواب رهبری کند. (فرهنگ فارسی معین ).
سن سیمون . [ س َ م ُ ] (اِخ ) لویی دُرووروا . نویسنده و دانشمند فرانسوی در سال ١٦٧٥ م . در پاریس متولد و در سال ١٧٥٥ م . فوت کرده است . وی نویسنده ٔ «خاطرات » معروف است، شامل خاطرات او از ١٦٩١- ١٧٢٣ م . وی در آن هزاران واقعه از حیات دربار را نقل میکند و صورت بزرگان عهد خود را مجسم میسازد. سبک او استوار و منسجم است، ولی قضاوت متین او گاه بر سر عقاید اشرافی تباه میگردد. (فرهنگ فارسی معین ).