سن زده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومسن زده . [ س ِزَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) گرفتار آفت سن شده باشد.واژه قبلی: سن رسیدگیواژه بعدی: سن زدگی