فرهنگ لغت

سمج

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(س مِ) [ ع. ] (ص.) ۱- زشت، ناپسند. ۲- بی حیا، پررو، ج. سماج.

(سُ مْ) (اِ.) = سمچ: ۱- نقب، راه زیر - زمینی. ۲- سرداب. ۳- زندان زیرزمینی. ۴- آغل گوسفندان در زیرزمین یا در کوه.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی سمج | فرهنگ لغت