سمة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سمة. [ س ُم ْ م َ ] (ع اِ) سفره ای است از برگ خرما که زیرخرمابن گسترند تا خرما از درخت بر وی افتد. (منتهی الارب ). ◄ (ص ) دروغ باطل . (منتهی الارب ). ♦ ابل سمه ؛ شتران بر سر خود گذاشته . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
سمه . [ س ِ م َ ] (ع مص ) داغ کردن و نشان کردن . ج، سمات . (برهان ). داغ کردن . (تاج المصادر بیهقی ). نشان کردن و داغ نمودن . (منتهی الارب ).
سمه . [ س ِم ْ م َ ] (ع اِ) کون . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).