فرهنگ لغت

سلمان ساوجی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۶۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ترکم که مهش به پیش زانو می‌زد با شاه فلک به حسن پهلو می‌زد دل می‌طلبید و من بر ابرویش دل می‌بستم و او گره به ابرو می‌زد

معنی سلمان ساوجی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۶۶ | فرهنگ لغت