سلطنت ران
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سلطنت ران . [ س َ طَ ن َ ] (نف مرکب ) پادشاه . (آنندراج ) (بهار عجم ). سلطنت راننده .آنکه پادشاهی کند. (فرهنگ فارسی معین ) : یکی سلطنت ران و صاحب شکوه فرو خواست رفت آفتابش بکوه . سعدی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی