سلطان سلیمان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سلطان سلیمان . [ س ُ س ُ ل َ] (اِخ ) دهی است از دهستان زاوه بخش حومه ٔ شهرستان تربت حیدریه، دارای ١٠٣ تن سکنه و آب آن از قنات است . محصول آن غلات، بنشن و شغل اهالی زراعت، گله داری، چادر و کرباس بافی است . مزار سلطان سلیمان برادر امام رضا در این ده است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
سلطان سلیمان . [ س ُ س ُ ل َ ] (اِخ ) فرزند سلطان سلیم که در سال ٩٢٦ هَ . ق . به تخت سلطنت رسید: بداده زمان ملکت کامرانی بکاوس عهد و سلیمان ثانی . ؟ وی جنگهای متعدد با ایرانیان کرده است . رجوع به تاریخ ادبیات ادوارد براون شود.